تبليغاتX
دنیای خوشنویسی
  دنياي خوشنويسي                                        
 
پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388
بیم از حصار نیست ...  

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت

با هر چه رود نام تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل بسته را

با دست های روشن تو می توان گشود

محمد رضا عبدالملکیان

جمعه نهم بهمن 1388
پس از مرگم ...  

جمعه دوم بهمن 1388
صریر ...  

با نام و ياد خداوند سبحان و با استعانت از الطاف بيكران درگاهش، وبلاگ صرير با هدف معرفي فعاليت ­هاي كلاس خط استاد اميراحمد فلسفي در دوره فوق ممتاز خوشنويسي آغاز به كار مي كند. نام صرير به معني بانگ و نداي قلم به اين منظور انتخاب شده است تا انشاءا.. اين وبلاگ پايگاه مناسبي براي بيان فعاليت هاي اين دوره باشد. بر اين مبنا تلاش خواهد شد در حد امکان و در محدوده قابليت­هاي محيط اينترنت، از طريق سرمشق هاي استاد، تصاوير، اطلاعيه ها و ساير مطالب مرتبط، عموم علاقه مندان در جريان فعاليت­ هاي اين كلاس گذارده شوند.

آدرس وبلاگ:www.sarir-falsafi.blogfa.com


سه شنبه بیست و نهم دی 1388
وخدایا باران ...  

ابرها در تبعید

بادها در زندان

آسمان می بارد

آفتابی سوزان

سرو و افرا ،بی برگ

بید مجنون بی جان

جوی و جنگل تشنه

رود و دریا حیران

وشقایق غمگین

و بنفشه نالان

نه نسیمی در راه

نه خدایا طوفان

باز فروردین است

یا گلم تابستان؟

همگی می خوانند

آشکار و پنهان

که خدایا باران

و خدایا باران

مجتبی کاشانی

جمعه یازدهم دی 1388
شکسته با خودکار ...  

دوشنبه سی ام آذر 1388
یاران موافق ...  

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388
به یاد او ...  

امروز سالگرد وفات شاعر خوب کشورمان مرحوم دکتر مجتبی کاشانی بود. چه کثیرند مردان و زنانی که چند سال قبل برادر و یاوری دلسوز و بزرگوار را از دست دادند وامروز در سالگرد پرواز آن روح بلند دیدگانشان درغم از دست دادنش پر آب است و سینه هاشان مالامال از درد و دلتنگی...


بنویسید....

بنویسید خراسانی بود و خرامید

خروشید

و خندید و رفت

و بگویید که ایرانی بود

و نیاسود و ننشست

و کوشید و رفت...

بنویسید که انسانی بود

عشق ورزید

علم آموخت

در هم آمیخت

و تابید و بالید و رفت...

و بدانید که ایمانی بود

مرغ باغ ملکوتی که رها گشت از این دام

و پرید

و برید

و پرید و رفت...

روحش شاد ،نامش بلند و یادش گرامی باد.
جمعه بیستم آذر 1388
آتش جدایی ...  


با سرمشق از خط استاد فلسفی

جمعه ششم آذر 1388
دست نوشته ای با خودکار ...  

جمعه بیست و نهم آبان 1388
آن سفر کرده ...  
پر گشودی، رفتی

و خدا می داند

که پس از رفتن تو

چه پری از ما ریخت

دل بریدی، رفتی

و خدا می داند

که پس از رفتن تو

چه دلی از ما سوخت

دیده بستی ، رفتی

و خدا می داند

که پس از رفتن تو

چه شبی بر ما رفت

ای دل آرام سفر کرده

خطر کن

برگرد...

(مجتبی کاشانی)