X
تبلیغات
دنیای خوشنویسی
  دنياي خوشنويسي                                        
 
یکشنبه سیزدهم تیر 1389
...  

با یاد تو آسمان دل آبی تر

چند سال پیش بود که تصمیم گرفتم فعالیت های هنری خودم را در فضای مجازی به نمایش بگذارم تا خط هایم مورد نقد دوستدارن هنر خوشنویسی قرار گیرد. بر اساس این تصمیم اینجا شد دنیای خوشنویسی من ... با دوستان زیادی در این فضای مجازی آشنا شدم و از تجارب و نظراتشان بسیار استفاده کردم ، نقد هاشان را شنیدم و برای بهتر شدن اثارم ازآن ها بهره بردم . از همه دوستان خوب و بینندگان عزیز وبلاگ دنیای خوشنویسی می خواهم از این پس با حضور گرم خودشان در سایت صریر من را یاری کنند

منتظر حضور گرم همه شما عزیزان هستم

دوشنبه هفتم تیر 1389
عالم راز ...  

جمعه بیست و هشتم خرداد 1389
غم ...  

دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد

جمعه بیست و هشتم خرداد 1389
دیوان عشق ...  


با الهام از خط استاد بهمن پناهی



دوشنبه هفدهم خرداد 1389
زار ...  

جمعه هفتم خرداد 1389
خوشنویسی با خودکار ...  


چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389
پایان سال تحصیلی ...  

« به نام آنکه دنیای بچه ها را با دنیای ما پیوند داد تا پاکی صداقتشان ، شادی بخش زندگیمان باشد . »

با نزدیک شدن لحظه جدایی ، خاطرات یک سال از جلوی چشمانم می گذرد . روزی که تو با گام هایی نه چندان مطمئن پا به کلاس گذاشتی و با نگاهی پرسشگر به دنبال روزهای پیش روی خود بودی را ، خوب به خاطر دارم .

گل زیبای من ؛ یک سال تمام با خنده تو شاد و با گریه ی تو غمگین شدم . پرسش های کودکانه تو را پاسخ گفتم و شور و شعف تو را در پیچ و خم قصه های خیالی دنبال کردم و دستان کوچک تو را به تکاپو وا داشتم ، پا به پای تو دویدم و بازی کردم ، با تو ایستادم و با تو به زمین خوردم ، پذیرای دردها و اشک های زلال تو بودم که مرا بی قرار و بی تاب می کرد . حال این دنیای زیبا با رفتن تو به پایان رسیده است ، سنگینی غم دور بودن از تو مرا به شدت دلتنگ می کند . می خواهم بغض گلویم را رها کنم و هق هق گریه ام سکوت کلاس خالی را بشکند . دلم می خواست دوباره به کلاس باز می گشتی ، امّا افسوس که این پایان راه است . این پایان آغازی زیبا و پویا برای توست و من بعدها به خود خواهم بالید که روزی باغبان تو بوده ام .

« دلبندم بدان که عشق تو در دل من جاودانه است و دعای خیر من بدرقه راه توست . »

پ.ن: امروز آخرین جلسه کلاس خط در مدرسه بود و من 4 ماه از شاگردانم دور خواهم بود...

سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389
تشویق استاد ...  


یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389
حاضر و غایب ...  

یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389
مدرسه عشق ...  

در مجالي كه برايم باقيست باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه در آن همواره اول صبح
به زباني ساده مهر تدريس كنند،
و بگويند خدا، خالق زيبايي
و سراينده عشق آفريننده ماست.
مهربانيست كه ما را به نكويي دانايي زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديك، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد- به گمانم كوچك و بعيد
در پي سودا نيست كه ببخشد ما را و بفهماندمان،
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست

در مجالي كه برايم باقيست باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه خرد را با عشق، علم را با احساس
و رياضي را با شعر ، دين را با عرفان ، همه را با تشويق تدريس كنند
لاي انگشت كسي قلمي نگذارند
و نخوانند كسي را حيوان و نگويند كسي را كودن
و معلم هر روز روح را حاضر و غايب بكند
و به جز ايمانش هيچكس چيزي را حفظ نبايد بكند
مغزها پرنشود چون انبار ، قلب خالي نشود از احساس
درس هايي بدهند كه به جاي مغز، دلها را تسخير كند.
از كتاب تاريخ جنگ را بردارند
در كلاس انشاء هر كسي حرف دلش را بزند
«غيرممكن» را از خاطره ها محو كنند
تا كسي بعد از اين، باز همواره نگويد: «هرگز»
و به آساني همرنگ جماعت نشود.
زنگ نقاشي تكرار شود رنگ را در پائيز تعليم دهند
قطره را در باران موج را در ساحل
زندگي را در رفتن و برگشتن از قله كوه و عبادت را در خدمت خلق
كار را در كندو و طبيعت را در جنگل و دشت.
مشق شب اين باشد كه شبي چندين بار
همه تكرار كنيم:
عدل آزادي قانون شادي...
امتحاني بشود كه بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر عاشق و آگه و آدم شده ايم

در مجالي كه برايم باقيست باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه در آن آخر وقت به زباني ساده
شعر تدريس كنند
و بگويند كه تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما.

مجتبی کاشانی

پ.ن : روز معلم ،بر تمام معلمین دلسوز مبارک باد

چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389
رابطه تاریخی شعر و خوشنویسی ...  

دفتر شعر جوان برگزار می کند : سومین جلسه از سلسله نشست های چارسوی شعر با حضور استاد غلامحسین امیرخانی (موضوع: بررسی رابطه ی تاریخی شعر وخوشنویسی)

سومین نشست از سلسله جلسات چارسوی شعر به سخنرانی استاد غلامحسین امیرخانی با عنوان" رابطه ی تاریخی شعر و خوشنویسی" اختصاص دارد .

این برنامه در روز دوشنبه 6 اردیبهشت ماه 1389 از ساعت 30/16 تا 19 در محل دفتر شعر جوان واقع در خیابان دکتر شریعتی ، خیابان شهید کلاهدوز(دولت)، نبش خیابان نعمتی برگزار می شود.


چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389
غم عشق ...  

سه شنبه هفدهم فروردین 1389
دریای غم تو ...  

شنبه هفتم فروردین 1389
سرّ عشق ...  

جمعه ششم فروردین 1389
مصاحبه با استاد فلسفی ...  

مصاحبه جذاب و پر بار با استاد بزرگ خوشنویسی ایران

استاد امیر احمد فلسفی

توسط سایت هنرمندان

منتشر شد
دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388
موسم گل ...  
با همين ديدگان اشك آلود ،از همين روزن گشوده به دود ،
به پرستو ، به گل ، به سبزه درود !
به شكوفه ، به صبحدم ، به نسيم ،
به بهاري كه مي رسد از راه ،چند روز دگر به ساز و سرود .
ما كه دل هاي مان زمستان است ،ما كه خورشيدمان نمي خندد،
ما كه باغ و بهارمان پژمرد ،ما كه پاي اميدمان فرسود ،
ما كه در پيش چشم مان رقصيد ،اين همه دود زير چرخ كبود ،
سر راه شكوفه هاي بهارگريه سر مي دهيم با دل شاد
گريه شوق ، با تمام وجود !
...
شايد اي خستگان وحشت دشت !شايد اي ماندگان ظلمت شب !
در بهاري كه مي رسد از راه ،گل خورشيد آرزوهامان ،
سر زد از لاي ابرهاي حسود .
شايد اكنون كبوتران اميد ،
بال در بال آمدند فرود ...
پيش پاي سحر بيفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود
به پرستو ، به گل ، به سبزه درود !

(فریدون مشیری)

جمعه هفتم اسفند 1388
موزه موسیقی ...  

هفته پیش کلاس استاد خاتمی مثل همیشه بی نظیر برگزار شد .
بعد از برگزاری کلاس ،استاد زحمت کشیده بودند و هماهنگی های لازم را انجام دادند و ما را به موزه موسیقی بردند. جای بسیار جالبی  بود. موزه ای با مساحت تقریبی 3650 متر و زیر بنایی بیش از 1400 متر مربع واقع در تجریش خیابان شهید دربندی. این موزه در سه طبقه با دکوراسیونی هنری و بی نظیر، سازهای بادی، زهی، کوبه ای، سازهای نواحی و سازهای سنتی را به نمایش گذاشته بود.
سازهایی که هر کدام روایتی را حکایت می کردند ازسلحشوری های  مردمان و سرزمین عزیزمان ایران.
بازدید از موزه به همراه استاد و بقیه دوستان فضا و روز خوبی را برایم رقم زد که خاطره آن تا مدتها در ذهنم خواهد ماند.
استاد می گفتند در یکی از سفرهایشان به یکی از کشورها از موزه موسیقی آن کشور بازدید داشته اند و در آنجا دیده اند که خیلی از سازهای محلی و نواحی ما را به عنوان سازهای خودشان معرفی می کنند. از شنیدن این سخن متاثر شدم و در فکر اینکه چگونه می توانیم به بهترین شکل ممکن از میراث فرهنگی هنری سرزمینمان، آنگونه که بایسته  است دفاع کنیم. بازدید از این موزه ها همین مقدار که ما را به جستجوی راهکارهایی برای پاسداشت بهتر میراث گذشتگانمان رهنمون کند، بسیار پرفایده است.

نمایی از سالن های موزه

جمعه بیست و سوم بهمن 1388
برای مردم ...  

 

( برای مردم...)

در گلوی کوچه ها باید سرود

شعر بیداری به گوش خفتگی

شعر را باید به مردم هدیه کرد

درمیان اینهمه آشفتگی

.............................................

 (پل)

همه پل ها کاش روی جریان پر از آبی بود

همه پل ها کاش سوی سرسبزی جنگل می رفت

همه پل ها کاش وصل می کرد دو آبادی را در عرض زمین

و دو انسان

اصلا همه دل ها را در طول زمان

وگذرگاه دل خسته آدم ها بود

کاش ما پل بودیم


(مجتبی کاشانی)