
با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت
با هر چه رود نام تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست که هر قفل بسته را
با دست های روشن تو می توان گشود
محمد رضا عبدالملکیان

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت
با هر چه رود نام تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست که هر قفل بسته را
با دست های روشن تو می توان گشود
محمد رضا عبدالملکیان
با نام و ياد خداوند سبحان و با استعانت از الطاف بيكران درگاهش، وبلاگ صرير با هدف معرفي فعاليت هاي كلاس خط استاد اميراحمد فلسفي در دوره فوق ممتاز خوشنويسي آغاز به كار مي كند. نام صرير به معني بانگ و نداي قلم به اين منظور انتخاب شده است تا انشاءا.. اين وبلاگ پايگاه مناسبي براي بيان فعاليت هاي اين دوره باشد. بر اين مبنا تلاش خواهد شد در حد امکان و در محدوده قابليتهاي محيط اينترنت، از طريق سرمشق هاي استاد، تصاوير، اطلاعيه ها و ساير مطالب مرتبط، عموم علاقه مندان در جريان فعاليت هاي اين كلاس گذارده شوند.
آدرس وبلاگ:www.sarir-falsafi.blogfa.com

ابرها در تبعید
بادها در زندان
آسمان می بارد
آفتابی سوزان
سرو و افرا ،بی برگ
بید مجنون بی جان
جوی و جنگل تشنه
رود و دریا حیران
وشقایق غمگین
و بنفشه نالان
نه نسیمی در راه
نه خدایا طوفان
باز فروردین است
یا گلم تابستان؟
همگی می خوانند
آشکار و پنهان
که خدایا باران
و خدایا باران
مجتبی کاشانی
امروز سالگرد وفات شاعر خوب کشورمان مرحوم دکتر مجتبی کاشانی بود. چه کثیرند مردان و زنانی که چند سال قبل برادر و یاوری دلسوز و بزرگوار را از دست دادند وامروز در سالگرد پرواز آن روح بلند دیدگانشان درغم از دست دادنش پر آب است و سینه هاشان مالامال از درد و دلتنگی...
بنویسید....
بنویسید خراسانی بود و خرامید
خروشید
و خندید و رفت
و بگویید که ایرانی بود
و نیاسود و ننشست
و کوشید و رفت...
بنویسید که انسانی بود
عشق ورزید
علم آموخت
در هم آمیخت
و تابید و بالید و رفت...
و بدانید که ایمانی بود
مرغ باغ ملکوتی که رها گشت از این دام
و پرید
و برید
و پرید و رفت...
روحش شاد ،نامش بلند و یادش گرامی باد.و خدا می داند
که پس از رفتن تو
چه پری از ما ریخت
دل بریدی، رفتی
و خدا می داند
که پس از رفتن تو
چه دلی از ما سوخت
دیده بستی ، رفتی
و خدا می داند
که پس از رفتن تو
چه شبی بر ما رفت
ای دل آرام سفر کرده
خطر کن
برگرد...
(مجتبی کاشانی)